![]() |
![]() |
|
|
اي گل عمر من بيا تنگدلم براي تو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 8:2 توسط مهدیه |
|
|
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بی بهونه می باره به کسی توجه نميکنه از کسی خجالت نميکشه می باره و می باره و می باره اينقدر می باره تا آبی بشه کاش کاش می شد مثل آسمون بود کاش می شد وقتی دلت گرفت آنقدر بباری تا بالاخره آفتابی بشی بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده
انگار نه انگار که غمی بوده همه چيز فراموشت بشه...!!! کاش می شد...........................
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 15:52 توسط مهدیه |
|
|
و درین لحظه که دل
به تمنای تو دارد آواز ذهن من می خواهد کاغذ را بوسه باران بکند با واژه ذهن ِ من آشفته ست دست هایم بی تاب چشمهایم خسته و دلم می خواهد مثل باران بشوم از گریه و بخوابم لب ابرو نسیمی از عشق بوزد بر تن من برسم سوی تنت
و تمام نفسم با نفست آمیزد دل من می خواهد بنویسم از تو، نفست در نفسم نیست ولی دست هایم تنها و نگاهم خیس ست مهربان ،می دانم که چه اندازه دلت تنگ من ست بشکن بغضت را و در آن غربت تلخ با من اشک بریز و بدان تو چنان پاک و عزیزی در من که شبی نیست دعایت نکنم من تو را واژه نمی یابم باز تنها یک جمله می نویسم سر ِ خط: دوستت خواهم داشت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 8:57 توسط مهدیه |
|
|
چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز... روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي! تولد مبارک
بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روزاز اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد تولدت عزيزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون الهي که هميشه واسه تبريک امروز بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون
پیام تولد یادتون نره هرکه حرف نگفته داره میتون تو نظرات بگه |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:17 توسط مهدیه |
|
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو،
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:40 توسط مهدیه |
|
باز محرم رسید
******************************************************************************** امشب تمام آينه ها را صدا کنيد مستانه رکعتی به دل اقتدا کنيد لا تقربوالصلوة مگو،ذکرم همه از اوست سجده به چند کعبه؟دگر يک بت بنا کنيد ديوان بياوريد و به نيت آن دو چشم مست فالی زنيد و حال دلم را فزا کنيد تنها بخوان غزلی را کز "يار" گفته است زلف و خمار و غمزه و می را رها کنيد گويا که باز حرف دلم را خواجه از بر است «و ان يکاد بخوانيد و...»به چشمش توتيا کنيد بايد برای دوری از شر چشم بد بهر دو چشم و مشک پر آبش دعا کنيد نامردمان چه دشمنی با آب بودتان تيری اگر زنيد جهتش سوی ما کنيد آخر تمام عشق در آن مشک جمع بود تيری زديد تا که اميدش فنا کنيد ديگر برای آب مجال استعاره نيست آيينه ها! زفراقش ماتم به پا کنيد و بعد برای دلخوشی طفلان تشنه لب بايد هميشه آب، بابا هجا کنيد تا پر کند فاصله مان را يک وجه مشترک تيغ و سنان بياوريد و رأسم جدا کنيد اين جا ز هرم حضورش شعرم شهيد شد بايد برای بيت هاش کفن، بوريا کنيد ديگر دلم هوای سرودن نمی کند* لطف است شعر خاکيم به نظر کيميا کنيد.
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 11:27 توسط مهدیه |
|
|
دوباره یاد توست که این دل تنها را بیدار نگه داشته است .دلم می
خواهد دیوارهای روبرویم همه پنجره شوند و من تو را در چشمانم
بنشانم چشم هایی که انتظار تو را کشیدند و برای دوری از تو و
نبودنت گریه کردند و بسیاری از دردها و غم ها را دیدند و حرفی
به زبان نیاوردند باز غمگین از نبودن تو در کنارم و در گوشه ای
همیشه خلوت و گرفته کز کرده ام و به تو می اندیشم از اینکه تنها
نشسته ام افسوس می خورم .کاش می توانستم تنهایی ام را برایت
معنا کنم و از گوشه به گوشه ی شهر و کوچه های غریب و غم
گرفته برایت زمزمه کنم و بخوانم . بگزار دردهایم را فقط با چشمان تو درمیان بگزارم .بگزار
که تا ابد این چشمان من انتظار تو را بکشند . این چشم ها ی من برای دیدنت عجیب مشتاق و بی تاب است .
اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ، مهم نيست كه او مال تو باشد ، مهم اين است كه فقط :
باشد
زندگي كند ، لذت ببرد
نمی دونم چی بگم که کلمات در مقابل خوبی تو کم می آورندو قادر به بیان احساس واقعی من نیستند... به خاطر همه محبت هات ممنون دوستای خوبم برای همه بیماران دعا کنین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 16:59 توسط مهدیه |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:47 توسط مهدیه |
|
|
چه کسی وسعت اندوه مرا باور کرد؟ چه کسی؟ چه کسی روی سیاهم همه را شبنم کرد چه کسی؟ چه کسی شاخه گلهای درونم همه راپرپر کرد؟ چه کسی؟ چه کسی بود که بشکست صدایم به سکوت؟ چه کسی؟ چه کسی سنگ صبور دل من خواهد بود؟ چه کسی؟ چه کسی غصه عالم همه را قسمت کرد؟ چه کسی؟ چه کسی دست مرا با دست گرمش گره ای خواهد زد؟ چه کسی؟ چه کسی نام مرا در تا به سحر زمزمه خواهد کرد؟ چه کسی؟ چه کسی……………………………………………………………..؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:46 توسط مهدیه |
|
|
روز میلاد با سعادت دخت نبی رو به شما تبریک میگم روز زن و مادر را به تمام مادران مهربون ایران زمین تبریک می گم
در حرير لطيف مهر ،خواهم پيچيد كلمه اي را كه دوست دارم با دو دست قلبم تقديمت ميكنم و شاخه گل سپيد احساسم را بر آن خواهم نهاد تا چشمان زيبايت،از ديدن آن محسور گردد آنگاه كه بهترين هديه هستي را دريافت خواهم كرد |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 8:15 توسط مهدیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یک سلام پررنگ وچند نقطه به احترام سکوت
سعی دارم مطالب خوب و شادی را در وبلاگم بذارم امیدوارم موفق بشم. |
|
RSS
|