![]() |
![]() |
|
|
ای بوی هر چه گل بوی بهشت می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آئینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر آورده ام که فرش کنم زیر پای تو رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود ای پاره دلم ،که بریزم به پای تو امروزتکیه گاه تو آغوش گرم من فردا عصای خستگی ام شا نه های تو در خاک هم دلم به هوای تو می تپد چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو بگذار با تو عالم خود را عوض کنم یک لحظه تو به جای من و من به جای تو این حال وعالمی که تو داری ، برای من دار و ندار و جان و دل من برای تو
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 7:33 توسط مهدیه |
|
|
در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهار ها رسیده ام ای غم توهم زبان بهترین دقایق حیات من لحظه های هستی من از تو پر شده است در تمام روز در تمام شب در دیار نیلگون خواب! ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن! بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام ای نوازش تو بهترین امید زیستن!
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام خوب خوب نازنین من ! نام تو من را همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب ! نام تو ،اگر چه بهترین سرود زندگی است من تو را به خلوت خدایی خیال خود : «بهترین بهترین من » خطاب می کنم، بهترین بهترین من! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 8:2 توسط مهدیه |
|
|
عشق خود را با گفتن من به شما اعتماد دارم ابراز نمایید شما در نوع خود بی نظیرید هیچ وقت کسی کاملا شبیه شما وجود نداشته ونخواهد داشت با وجود این یک چیز مشترک بین شما و دیگران وجود دارد و آن احتیاج به احساس مورد نیاز بودن و دوست داشته شدن است و این تمایلی است که به همه داده شده همچنین همه ما در زندگی اهداف متفاوتی داریم و برای رسیدن به اهدافمان از استعداد های بینظیر و منحصر به فردی برخورداریم با وجود این یک هدف مشترک میان شما و دیگران وجود دارد و آن ابراز عشق به دیگران است و اینکه به آنها کمک کنید تا احساس کنند مهم هستند شما استعداد آن را دارید تا با گفتن من به شما اعتماد دارم عشق خود را به دیگران ابراز نمایید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 8:50 توسط مهدیه |
|
اگه از عشق می شه قصه نوشت میشه عاشق شد و افسانه نوشت اگه زندگی پر از رنج وغمه می شه زد رنگ دیگه به سرنوشت زندگی جاده ای از قشنگیاس
که پر از پستی یا که بلند یاس با نگاه سبزمون به زندگی
بریم اونجا که دلا پر از صفاست نگیره غروب دلگیر دلمون
نشه پژمرده گل گلخونمون تا که با محبت و مهر وفا برسیم به لحضه باورمون اگه از عشق می شه قصه نوشت میشه عاشق شد و افسانه نوشت تا که از میون این ثانیه ها برسیم به جاده سبز بهشت
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 7:29 توسط مهدیه |
|
|
برای زیستن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد /قلبی که دوستش بدارند. قلبی که هدیه کند/ قلبی که بپذیرند. قلبی برای من/ قلبی برای انسانی که من می خواهم تا انسان را در کنار خود حس کنم. در آن سوی ستاره من انسانی می خواهم : انسانی که مرا بگزیند انسانی که من او را بگزینم انسانی که به دست من نگاه کند انسانی که به دست هایش نگاه کنم انسانی درکنار من تا به دست های انسان ها نگاه کنیم انسانی در کنارم آینه ئی در کنارم تا در او بخندم /تا در او بگریم............ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 8:41 توسط مهدیه |
|
هرشب از فریاد من بیداره خلق اما چه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 9:31 توسط مهدیه |
|
|
سالها رفت وهنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی صبح تا نیمه شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟ بارها آمد و رفت بارها انسان شد وبشر هیچ ندانست که بود خود او هم به یقین آگه نیست چون نمی داند کیست چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 10:28 توسط مهدیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یک سلام پررنگ وچند نقطه به احترام سکوت
سعی دارم مطالب خوب و شادی را در وبلاگم بذارم امیدوارم موفق بشم. |
|
RSS
|