![]() |
![]() |
|
|
یه غریبه یه آشنا من و تو مثل یه روحیم تو حصار تنگ جسمیم من و تو از دار دنیا چیزی می خوایم جز لب لبخند یکی سایه بون محبت یه دل پر از صداقت یکی آسمون رفاقت من و تو با هم که باشیم می سازیم دنیا را باغی که همه گلهای شیدا بخورند افسوس ما را من و تو می توانیم پاک کنیم اشکهای غم را
از روی گونه های شبنم ،توی لحضه غربت منو تو هر کی که باشیم ،یا هر جا که باشیم یه غریبه یا یه آشنا ،یا یه همزبون یه همراه باید تو هر روز دنیا وقتی دیدیم که گلی روی چهرش غم نشسته یا از روی رنج وغم دنیا ،ساقه هاش خم شده خسته است دستش رو از رو محبت بگیریم با صبر و طاقت آره دنیا دو سه روزه ،یه روزی وارونه می شه من و تو که خوب می دونیم زندگی پر از فریبه بیا تا با هم بمونیم توی سختی توی شادی بذار تا غم پا نگیره توی این دشتی که ساختیم من و تو با هم می مونیم چون که با هم زنده هستیم من وتو با گل نرگس می کشیم نفس تا هستیم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 8:8 توسط مهدیه |
|
آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی آرامش پس از شب توفان من تویی حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح زیباترین بهانه ایمان من تویی احساسهایی از متفاوت میان ماست آباد از توام من و ، ویران من تویی آسان نبود گرد همه شهر گشتنم آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز در سینه من ، آتش پنهان من تویی هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم رمز طلسم بسته چشمان من تویی هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است تنهای من ! نهایت عرفان من تویی |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 8:50 توسط مهدیه |
|
|
آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم
فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست
پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم
يک نفر باز مرا در خود من مي خواند
پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم
باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم
جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 9:56 توسط مهدیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یک سلام پررنگ وچند نقطه به احترام سکوت
سعی دارم مطالب خوب و شادی را در وبلاگم بذارم امیدوارم موفق بشم. |
|
RSS
|