![]() |
![]() |
|
|
در همين نزديكی عشق را می توان پيدا كرد....
در ميان قندان يا كه در سينی چای
عشق شايد يه كبوتر يك حس.......
يا نگاه پر اميد به يك كودك خرد....
در همين نزديكی عشق را با دل خود حس كردم
واژه ای پر احساس... در ميان گل ياس.....
من تو را با سحر و نغمه آواز اذان بوييدم....
و صدايت كردم از دريچه بلوك سنگی
راه در عشق ندارد واژه بی رنگی
عشق يك رنگ بدون معنی.....
عشق همرنگ خداست
يا كه عطر خوش مهر خاكی در وقت دعاست
راستی !!!
اينهمه درياها....كوه ها.....دشت ها....يا كه سر مشق معلّم عشق نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
عشق شايد سبدی از نور است كه در آن می شنوی چك چك تنها یی را.........
عشق چيزی جز سه حرف ع ش ق نيست.....
عشق چون پنجره ای است كه گشوده شده به باغ نگاه سهراب.......
كه در آن باغ پر از اشراق است.......
و پر از تنها یی....
چه هوایی دارد.......
غربت تنها یی...... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:50 توسط مهدیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یک سلام پررنگ وچند نقطه به احترام سکوت
سعی دارم مطالب خوب و شادی را در وبلاگم بذارم امیدوارم موفق بشم. |
|
RSS
|