![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:26 توسط مهدیه |
|
|
خداحافظ ۲۰ سالگی
سلام صیاد ،ای یکی یکدانه سرو گلستان دلدادگی ،تولدت مبارک منت سر تقویمهایمان گذاشتی ، بهار را خجالت دادی ، اردیبهشت را سرفراز کردی آن عدد را تا ابد شرمنده خودت کردی چقدر مهربانی که گذاشتی روزهای هفته هر کدام یک سال مزة کیک تولد تو را زیر ساعتهای نازنینشان سپری کنند ،امسال منت سر جمعه گذاشتی ،شنبه دق نکند خوب است ،زیبا تولدت مبارک. زیبا جان بیست ویک سالگیت مبارک. نه اصلا خیلی ساده ،تولد خودم مبارک. امروز تصمیم گرفته ام بنویسم واسه دل خودم بنویسم بنویسم برای روز تولدم یعنی 7 اردیبهشت روزی که میتونم بگم شاید تنها روزی باشه که به خودت فکر میکنی به هدفهات و برنامه هایی که برای آینده داری سعی میکنی روز تولدت یک روز به یاد ماندنی برات باشه و تمام روز بهت خوش بگذره شاید تنها روزی باشه که بیشتر برای شادیت هر کاری میکنی و به اینکه چقدر آدمهای اطرافت بدون اینکه حس کنی که چقدر دوست دارن آنروز با یک تبریک یا هدیه هاشو بهت ثابت میکنن که چقدر دوست دارن و به یادت بودن و......................... 20 سال گذشت باورم نمی شه رفتم تو سن 21 سالگی من که هنوز فکر میکنم 3+18 سالمه مگه اینجور نیست ؟کسائی که منو می شناسن بیشتر میفهمن که من چی میگم یک چیزی که هست من عاشق دوران بچگیم هستم خیلی دوسش دارم کاش آن دوران بچگی باز بر میگشتن وقتی بچه بودم مثل الانم یکم شیطون بودم کوچه مون بن بست بود و من از بچه های کوچه بزرگتر بودم بعد ظهرها که میشد دیگه جامون تو کوچه بود و بازی های بچه گانه مثل قاله بازی و عروسکامون که من هنوز عروسکها رو خیلی روست دارم تنها همدم من در شبهام بودن
و هفت سنگ بازی و وسط بازی ویه قل و دوقل وحتی فوتبال دخترها یه تیم می شدیم وپسرها هم تیم مقابل بودن دلم برای آنروزها تنگ شده انگاروقتی بچه هستی توی یه دنیا دیگه بسر میبرید دنیا بی خیالی و.......................................... این لینک برای تولدم (فلش)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 14:12 توسط مهدیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یک سلام پررنگ وچند نقطه به احترام سکوت
سعی دارم مطالب خوب و شادی را در وبلاگم بذارم امیدوارم موفق بشم. |
|
RSS
|